به نام حضرت معشوق

حرف دارد  این حضور آقا در منطقه!

حرف دارد  این حضور آقا در منطقه! آن زمان که بها ا... مهاجرانی،ضد انقلاب فراری،به سوی  تخت جمشید سجده می کرد و در آن پایکوبی راه انداخته بود، پیر و مراد ما، شلمچه را کرده بود حسینیه دل!

عمارها حتما نبایند که مانند بعضی از ما مرده باشند!، در اوج تهاجم و شبیخون فرهنگی که مسئولین  دوم خرداد کاملا آگاهانه دین و اعتقاد مردم را نشانه گرفته بودند،  شهدا همچون همیشه زنده بودند و به کمک امام خود آمدند!

شاید آقا در آن ایام در دل فریاد می زد، کجایی چمران، کجایی کاوه، کجایی همت و خرازی و باکری ...

کجایی سید مرتضی آوینی، کجایید شهدا که عده ای کمر بسته اند که هر آنچه شما بدست آورده اید از عزت و شرف  و غیرت بسوزانند!

خیلی ها مسخره می کردند که چه گروه گروه؟ جوانان را به بیابان ها می برید؟ مقبره کورش کبیر و تخت جمشید نماد عزت و افتخار است!!!

الحمدالله که سید خندان اصلاحات به این بیابان ها نیامد و سفرهای اروپایی را ترجیح می داد!!! خاک جنوب ، خون شهید را به بغل گرفته و تقدس دارد! توتیای چشم است برای اهل دل!


شلمچه و هویزه و دهلاویه و امروز دشت عباس و فتح المبین هستند که می فهمند درد آقا را!

زیارتگاه است جنوب ، اگر مرده را زنده کرد تعجب ندارد! کم داشته ایم مرده  هایی که در دنیا غرق بودند و یک سفر شفایشان داده است!

آقا باز راه را نشان دادند! جاده ولایت همان مسیری است که شهدا رفته اند! و امروز هر کدامشان با پیام و وصیت نامه و خونشان شده اند چراغی برای این راه! هر چقدر هم که کم بینا باشی جاده را آنقدر روشن کرده اند که گم نکنی!

مگر اینکه نخواهی ببینی!

بنده پیر مغانم که ز جهلم برهاند

پیر ما هر چه کند عین عنایت باشد

خدایا ما را چراغ این راه قرار بده!

اللهم الرزقنا شهاده فی سبیلک

نوشته شده در تاریخ جمعه 20 فروردین 1389    | توسط: بصیر    | طبقه بندی: ولایت فقیه(رهبری)،     |
نظرات()