محمود آرامش
درباره راه حل های آقای هاشمی برای برون رفت از وضعیت موجود
چند روز پیش، آقای هاشمی در دیدار با جمعی از استانداران سابق کشور در مورد راه حل های برون رفت از وضعیت موجود فرموده اند: «راه‌ حل‌ هایی كه به ذهنم می‌رسید در نماز جمعه مطرح كردم و هنوز نیز در كلیات به آن معتقد هستم»[1]. یکی از راه حل های پیشنهادی آقای هاشمی در آخرین نماز جمعه ایشان، آزادی زندانیانی بود که عمدتاً اتهامات امنیتی داشتند: «در این فاصله باید کارهای دیگری هم بکنیم؛ لازم نیست در این شرایط ما افرادی را به این نامی که الان است در زندان داشته باشیم. اجازه بدهیم این‌ها بیایند و به خانواده‌های‌شان برسند» [2]. البته این درخواست آقای هاشمی را نمی توان یک درخواست شخصی دانست، چرا که در آن لحظه آقای مهدی هاشمی، فرزند ایشان (که از متهمان اصلی حوادث بعد از انتخابات محسوب می شد) از زندان آزاد شده بود و در برابر دیدگان متعجب نمازگزاران، به همراه آقای هاشمی در محل نماز جمعه حضور پیدا کرده بود [3]، و البته چندی بعد از کشور خارج شد. در آن مقطع، یعنی پیش از برگزاری دادگاههای متهمان، مطرح شدن چنین راه حل هایی ممکن بود منطقی به نظر برسد. اما به راستی چرا آقای هاشمی پس از برگزاری دادگاهها، اعترافات صریح بسیاری از متهمان، خوابیدن غبار فتنه، و صدور احکام قطعی متهمان، کماکان روی راه حل های پیشنهادی خود (شامل آزادی متهمان و مجرمان) اصرار دارد؟ چرا آقای هاشمی، به فرزند خود، مهدی، گفته که فعلاً به کشور برنگردد؟ [4]

شاید مرور خاطرات آقای هاشمی در این زمینه بتواند ما را در تحلیل مواضع ایشان یاری کند.

در دهه اول انقلاب، باند سیدمهدی هاشمی یکی از گروههایی بود که با پوشش اعتقاد به اسلام و انقلاب، به فعالیت های ضد انقلابی و تروریستی می پرداخت. سیدمهدی، به واسطه خویشاوندی ای که با آقای منتظری داشت، تا حد ممکن به ایشان نزدیک شده بود و در بیت ایشان نفوذ کرده بود و از این طریق فضای امنی برای فعالیت های خرابکارانه خود ایجاد کرده بود. شرکت در قتل بیست و چند انسان بیگناه، تنها یکی از جنایت هایی بود که سیدمهدی هاشمی و گروه او مرتکب شده بود. کار به جایی رسیده بود که امام خمینی در سال 1365 شخصاً در این قضیه دستور دادند به وضعیت این گروه رسیدگی شود و سیدمهدی و بقیه تحت تعقیب قرار بگیرند. در این شرایط، آقای هاشمی در خاطرات خود این طور نوشته اند: «حاج احمدآقا آمد و گفت امام نظر قاطع دارند كه گروه سیدمهدی هاشمی باید طرد و تعقیب شوند. نگرانیمان این است كه آیت‌ الله منتظری سخت برنجند و ضرر كنیم. پیشنهاد كردم كه برای تعدیل نظراتشان خدمت امام برسم» [5]. چند روز بعد، مجدداً در خاطرات آقای هاشمی این طور ذکر شده است: «نظر امام این است كه تعقیب شوند و به آقای منتظری هم گفته شود كه دخالت نكنند و نهضت‌ها هم از آنها گرفته شود. ما گفتیم ممكن است تعقیب قضیه، به افراد نزدیك بیت آیت‌ الله منتظری منجر شود. پیشنهاد كردیم كه كوتاه بیائیم» [6].

همان طور که مشاهده می شود آقای هاشمی رفسنجانی، احتمالاً به واسطه مصلحت اندیشی، همه تلاش خود را به کار برده است که باند سیدمهدی هاشمی مورد تعقیب قرار نگیرد، در حالی که شواهد و قرائن متعددی علیه این گروه در دسترس بود. حتی بعد از انجام بازجویی ها و اعترافات گسترده سیدمهدی هاشمی، باز هم روی احتمال آزاد شدن سیدمهدی (به صورت یک راهکار) تاکید می شود: «شب مهمان آقای موسوی اردبیلی بودیم بیشتر بحث درباره مساله آقای منتظری بود... نظری این بود كه مانعی ندارد، سیدمهدی و افرادش را بعد از تكمیل بازجویی‌ها آزاد كنند» [7].

پیش از بازداشت سیدمهدی هاشمی، آقای هاشمی رفسنجانی به او پیشنهاد می دهد که از کشور خارج شود: «من پیشنهاد کرده ام که به عنوان سفیر به خارج برود، او این را تبعید تلقی می کند» [8].

به راستی آیا شباهتی که بین سخنان آقای هاشمی در سال 65 و سال 88 دیده می شود، تصادفی است؟ یا اینکه طبق نظر آقای سلیمی نمین [9]، ناشی از نگرشی خاصی است که فراقانونی می اندیشد و به بهانه عملکرد فراجناحی [2] تلاش می کند هم با طیف گروههای روشنفکری متمایل به شرق و غرب، و هم با طیف ارادتمندان انقلاب ارتباط خود را حفظ کند؟ این نگرش هر چه باشد، به جرات با گذشت ربع قرن زمان تغییر چندانی نکرده است.

منابع:

[1] خبرگزاری ایلنا، 1389/2/20
http://ilna.ir/newsText.aspx?ID=123010
[2] آفتاب نیوز، 1388/04/26
http://www.aftabnews.ir/prtg3y9y.ak9zw4prra.html
[3] سایت سحرنیوز
http://saharnews.ir/view-5609.html
[4] سایت رجانیوز
http://www.rajanews.com/detail.asp?id=48239
[5] اوج دفاع، كارنامه و خاطرات 1365 هاشمی‌ رفسنجانی، به اهتمام عماد هاشمی، دفتر نشر معارف انقلاب، سال 88، ص 270
[6] همان، ص 289
[7] همان، ص 307
[8] همان، ص 86
[9] مسعود رضائی شریف آبادی و عباس سلیمی نمین، ورای نمودها و نمادها، دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران، چاپ چهارم، سال 88، صص 24-25.

نوشته شده در تاریخ شنبه 25 اردیبهشت 1389    | توسط: بصیر    | طبقه بندی: سیاست(تحلیلی)،     |
نظرات()