انتقاد حسین شریعتمداری از مراجع عظام


نگارنده «لرزش» قلم خویش را در نوشتن این وجیزه انكار نمی كند. این لرزش به دلیل اهمیت موضوع و مرزهای ظریف آن، طبیعی نیز هست و غیرقابل ملامت، اما به ژرفای دل از خدای مهربان می خواهد كه او را در نوشتن این نوشته، از «لغزش» مصون بدارد.

طی روزهای گذشته و به دنبال رخداد حماسی روز 14 خرداد و از آنجا كه بخشی از آن حماسه عظیم و بی نظیر با اعتراض مردم به مواضع آقای سیدحسن خمینی، نوه محترم حضرت امام(ره) رقم خورده بود، چند تن از علمای بزرگوار و مراجع عظام با صدور بیانیه و یا در جلسه درس خویش، با استناد به این كه جناب سیدحسن خمینی، نوه حضرت امام است، اعتراض به ایشان را اهانت به ساحت مقدس امام راحل(ره) دانسته و محكوم كردند. حساسیت این بزرگواران نسبت به ساحت ملكوتی حضرت امام(ره) نزد همگان پسندیده و درخور تقدیر است و از حافظان اسلام، جز این انتظار نبوده و نیست كه حریم مقدس بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و احیاءكننده اسلام ناب محمدی(ص) را پاس بدارند، اما، گفته اند- و حكیمانه نیز گفته اند- كه «پرسیدن عیب نیست»، از این روی نگارنده اجازه می خواهد در این باره به نكاتی سؤال گونه اشاره كند و پاسخ آن را برای جبران كم دانی خود، از آن عالمان بزرگوار و فرهیخته كه همواره و به حق، كانون پرسش مردم بوده اند، جویا شود.

1- حفظ حرمت بیت معظم حضرت امام(ره) بر همگان واجب است، چرا كه آن مراد به حق پیوسته و با انبیاء و اولیای الهی نشسته، نه فقط نجات دهنده مردم ایران و رهبری كننده آنان به صراط مستقیم بوده اند، بلكه جهان اسلام نیز برای همیشه تاریخ مدیون آن بزرگوار است. سایه ای روشن از بقیه الله الاعظم كه همواره از او به یك «اشاره» بوده و هنوز هم هست و از مردم «به سر دویدن». و از این روی، تاكید چند تن از مراجع عظام بر ضرورت حفظ حرمت بیت امام(ره) نه فقط شنیدنی، بلكه به گوش جان خریدنی است، اما به یقین بزرگان یاد شده تصدیق می فرمایند كه آنچه «حق» است، راه امام(ره) و شخص امام(ره) است، بنابراین و به فرموده حضرت امیر علیه السلام كه مقتدای همه و به ویژه مراجع عظام است، افراد را باید به معیار «حق» سنجید و نه «حق» را با معیار افراد. و چنین است كه در كلام خدا آمده است ان اولی الناس بابراهیم، للذین اتبعوه...

2- نگارنده، اگرچه در حد و اندازه ای نیست كه خود را در حلقه ملكوتی «عاشقان امام(ره)» تلقی كند، اما، عاشقان پاكباخته امام راحل(ره) را از ژرفای دل دوست دارد و مانند آنها آرزو می كرد كه كاش رخداد یاد شده در مراسم حماسی 14 خرداد اتفاق نمی افتاد، با این توضیح كه كاش جناب سیدحسن خمینی در كنار سران فتنه اخیر، یعنی دشمنان بی چون و چرای امام(ره) اسلام و انقلاب قرار نمی گرفت و باعث نمی شد توده های عظیم و دلباخته امام راحل، اعتراض و هشدار به ایشان را وظیفه خود بدانند و احساس كنند كه اگر به همنشینی نوه حضرت امام(ره) با دشمنان آن حضرت اعتراض نكنند، در حق امام راحل خویش جفا كرده اند. آیا این احساس و این انگیزه درخور ملامت است؟!

3- دلجویی از نوه حضرت امام(ره) نه فقط مورد سؤال نیست كه شایسته و بایسته نیز بوده و هست و رهبر معظم انقلاب قبل از همه به این اقدام شایسته اهتمام ورزیده اند. اما رهبر فرزانه انقلاب در بیانات مثال زدنی آن روز خویش، «باید»ها و «نباید»های خط امام(ره) را نیز به گونه ای مستند و عالمانه برشمردند و به زعم نگارنده، بیانات ایشان اگرچه روشنگری درباره راه امام(ره) را برای همگان در پی داشت و با همین منظور هم ایراد شده بود، ولی اندرزی حكیمانه در كنار آن دلجویی پدرانه نیز بود. بدیهی است دلجویی برخی عالمان بزرگوار از جناب آقای سید حسن خمینی همانگونه كه خود فرموده اند به خاطر حمایت از امام راحل(ره) و بینش و منش آن حضرت بوده است و دقیقا به همین علت لازم بود این دلجویی با هشدار و اندرز به نوه محترم حضرت امام نیز همراه باشد، چرا كه ایشان به دلیل همنشینی یكساله اخیر خود با دشمنان امام(ره) و عوامل نشان دار بیگانه مورد اعتراض مردم قرار گرفته بودند- و گرنه قبل از آن كه مردم عبای نوه حضرت امام را به تبرك می بوسیدند- بنابراین وقتی در كنار دلجویی از وی، نسبت به مواضع غیرقابل توجیه ایشان اندرزی داده نمی شود، این دلجویی نقض غرض تلقی خواهد شد و این توهم را- كه به یقین بی مورد است- پدید می آورد كه برخی عالمان بزرگوار، رابطه نسبی با حضرت امام(ره) را از راه مبارك و شخص گرانقدر ایشان بااهمیت تر می دانند!

4- چرا مراجع عظامی كه اعتراض مردم به آقای سیدحسن خمینی را اهانت به حضرت امام(ره) و بیت معظم ایشان تلقی فرموده و محكوم كرده اند، در مقابل اهانت سران فتنه و حامیان آنها به ساحت مقدس حضرت امام حسین علیه السلام، حضرت صاحب الزمان- روحی له الفدا- حضرت امام(ره)، ائتلاف با منافقین و بهایی ها و سلطنت طلب ها و ماركسیست ها علیه اسلام و انقلاب و امام(ره)، همراهی آشكار و بی پرده آنان با رژیم صهیونیستی، آمریكا، انگلیس، نفی اسلام، حمایت رسما اعلام شده آنان از تروریست هایی كه عزاداران حسینی(ع) را در حسینیه شیراز به خاك و خون كشیده بودند، دروغ بزرگ تقلب در انتخابات، مقابله با جمهوریت نظام و... دهها و صدها خیانت و جنایت دیگر از این دست، سكوت فرموده و احساس خطر نكرده اند؟! و اگر احساس خطر كرده اند- كه به یقین كرده اند- چرا به عنوان یك مرجع دینی برای اعلام این خطر و مقابله با فتنه گران احساس تكلیف نفرموده اند؟!

5- ممكن است گفته شود نگاه مراجع عظام یاد شده به رخداد 14 خرداد و اعتراض مردم به آقای سیدحسن خمینی بوده است و ماجرای فتنه، حساب جداگانه ای دارد، كه با كمال احترام و عرض پوزش باید گفت؛ اعتراض مردم به نوه حضرت امام(ره) به خاطر نشست و برخاست نزدیك و حمایت گونه ایشان با همین سران فتنه بوده است، بنابراین، وقتی این اعتراض محكوم می شود و به جنایات سران فتنه كمترین اشاره ای نمی شود، به طور طبیعی این پرسش از مراجع عظام در ذهن مردم شكل خواهد گرفت كه دفاع از حریم مقدس امام حسین و امام زمان و اسلام و انقلاب و مردم مسلمان و شخص حضرت امام(ره) با اهمیت تر است یا حمایت از نوه امام راحل(ره)، آنهم در حالی كه وی فقط به دلیل همراهی با سران فتنه مورد اعتراض مردم قرار گرفته است؟!

6- آقایان بزرگوار! باور بفرمائید كه مردم در سلامت نفس، علم، تقوی و ایمان شما عزیزان كمترین تردیدی ندارند و می دانند كه شما مراجع عزیز و بزرگوار در گسترش فرهنگ و آموزه های اسلام ناب محمدی(ص) حق فراموش نشدنی و فراوانی بر گردن ملت داشته و دارید، اما وقتی همراهی و ائتلاف آشكار سران فتنه با دشمنان اسلام و بیگانگان غارتگر وخونریز را به وضوح می بینند، بعید نیست به غلط سكوت شما بزرگواران را در مقابل اینهمه خیانت و جنایت -نستجیربالله و خدای نخواسته- به حساب برخی ملاحظات سیاسی بنویسند! و این پرسش در ذهن آنان شكل می گیرد كه كدام ملاحظه می تواند با دفاع از حریم اسلام و انقلاب برخاسته از آن برابری كند؟!
كاش آقایان بزرگوار نگاهی به هزاران سایت و رسانه تصویری و صوتی دشمنان تابلودار اسلام و امام می انداختند و می دیدند كه حمایت بدون مرزبندی آنان چگونه و با چه آب و تابی به حساب حمایت از اقدامات ضداسلامی و میهنی فتنه گران نوشته شده است؟! آیا با توجه به آنچه گذشت نباید در این برداشت «ناحق» به دشمن «حق»!! داد؟!

7- و بالاخره باید به این واقعیت نیز اشاره كرد كه فتنه 88 برخلاف آنچه، عده ای در پی القای آن هستند، علیه آقای احمدی نژاد و دولت دهم نبوده است، بلكه طراحان فتنه، به گواهی شواهد و اسناد غیرقابل تردید و اعتراف صریح خودشان، مقابله با اساس اسلام و نظام اسلامی را دنبال می كردند، و اصولا بسیار ساده اندیشانه است اگر تصور شود كه همه دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی آنها برای مقابله با رئیس جمهور و دولت وی بسیج شده باشند. برای مقابله با دولت و رئیس آن به اینهمه لشكركشی نیازی نبوده و نیست و یا، مگر اصولگرایان به برخی از اقدامات دولت- علی رغم خدمات ارزنده آن- انتقادات جدی ندارند؟ و به عنوان مثال، مگر اظهارات یكشنبه شب رئیس جمهور محترم درباره مسئله حجاب و عفاف و یا گزینش برخی از مدیران پیرامونی برای پست های حساس، از سوی ایشان مورد تائید دلسوختگان اسلام و انقلاب است؟!... بنابراین چنانچه كسانی با این تصور كه خروش علیه سران فتنه به مفهوم حمایت كامل از دولت است، در مقابل فتنه گران سكوت كرده اند، به یقین در اشتباهند و با عرض پوزش، با صحنه آرایی دشمنان بیرونی از «نقشه راه» غفلت ورزیده اند و... انشاءالله عزیزان بزرگوار و جناب سیدحسن آقای خمینی كه ایشان را یادگار امام راحل خویش می دانیم و مصون از بداندیشی این و آن می خواهیم، عذرنگارنده را به خاطر بیان آنچه ضروری تلقی می كند، بپذیرند و بر او خرده نگیرند چرا كه مراجع عظام ذخیره های الهی در میان بندگان خدایند و از آنجا كه محرم رازند ، كانون واگویه های نیازند.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 25 خرداد 1389    | توسط: بصیر    | طبقه بندی: سیاست(تحلیلی)،     |
نظرات()