حسین قدیانی، صاحب وبلاگ قطعه 26، ضمن تاکید مکرر بر حمایت از دکتر احمدی نژاد و یادآوری حمایت های گذشته اش از رییس جمهور، به جریان انحرافی پرداخته و از رییس جمهور خواسته که نگذارد رای حامیان رییس جمهور مصادره شود. نکات مهم این مطلب(http://ghadiany.com/1389/1073 )مفصل را بخوانید:

آیا همه آنهایی که به احمدی نژاد رای دادند به خاطر ولایت به ایشان رای دادند؟ آیا لااقل جماعتی قلیل به دکتر با نیاتی دیگر و مثلا نیت "عدالت ولو شده بی ولایت" رای ندادند؟ آیا دکتر در روز مبادا رای چه کسی را به رای چه کسی می فروشد؟ آیا عده ای روی رای همین قشر برای فتنه بعدی سرمایه گزاری نکرده اند؟ آیا جا انداختن این قضیه در اذهان عده ای از مردم که گشت ارشاد یک گشت حکومتی اما غیر دولتی است، بدون هدف و نیت خاصی است؟ آیا در روز تایید نشدن صلاحیت مشایی در شورای نگهبان، "عدالت ولو شده بی ولایت" ی ها می خواهند به خیابان بریزند؟ آیا مشایی خود در سایه می ماند و فرد دیگری را جلو می اندازد؟ آیا شورای نگهبان صلاحیت فرد مورد نظر را تایید می کند؟ آیا گره زدن بحث مشایی فقط و فقط به موضوع حجاب، نشانی غلط دادن به مردم نیست؟ آیا دعوای ما با این جناب سر موضوعات مهمتری نیست؟ آیا همه دعوا به این بر نمی گردد که در حکومت اسلامی فصل الخطاب قرار است چه کسی باشد؟ آیا در دولت موعود مشایی باز هم فصل الخطاب، ولایت فقیه است یا ولایت کسانی که از ماه هم به خورشید نزدیک ترند؟ آیا برخی انتقادات از مشایی کار تشکیلاتی خود این گروه برای مظلوم نمایی نیست؟ آیا علاقه شخصی به ریاضت و ورد داشتن، همه انتقادات ما از مشایی است؟

تا همین ۲ سال پیش مهندس موسوی با علم به بسیاری از چیزهایی که از ایشان می دانستیم برای ما یادآور روزگار خوشی بود و نمادی از حماسه و یاد. تا همین ۳ سال پیش برای ما کروبی، یار امام بود. تا همین چند سال پیش عده ای مالک اشتر علی را آقای ناطق نوری می خواندند. تا همین ۱۵ سال پیش عده ای باز هم بر اساس قاعده "این همانی" شایعه کرده بودند که آقای هاشمی بی شباهت به یکی از یاران حضرت موعود نیست. ما این چیزها از یادمان نرفته. ما یادمان نرفته. کوچک بودیم اما می شنیدیم این شعار را که "مخالف هاشمی دشمن پیغمبر است". القصه؛ باند مزبور بداند که بی شک برای ما عزیزتر از روزگاری نیستند که هاشمی و ناطق و موسوی برای مان عزیز بودند. این باند نه بزرگتر از افراد مزبور است نه با سابقه تر از عناصر مذکور.

اما برگ برنده این تشکیلات، ۲ چیز است: نخست احمدی نژاد عزیز و دیگری رای ما به این خادم ملت. ما اما اجازه نمی دهیم رای مان به دکتر جز رای به ولایت تفسیر شود. دکتر هم ان شاء الله این اجازه را نخواهد داد. دکتر می داند ما او را برای ولایت و ملت می خواهیم، برای خودش و متاسفانه عده ای او را فقط برای خودشان می خواهند.

شرط تحقق عدالت فقط پیروی از ولایت است. چه می گویم که شرط قبولی نماز ما هم ولایت است. احدی از ماه به خورشید نزدیک تر نیست و دکتر باید آشفته کند خواب این جماعت را. احدی هم بیشتر از "آقا" دغدغه عدالت و عزت و سعادت و سربلندی این ملت را ندارد. هاشمی سکوت کرده بود. ناطق کاری نداشت. موسوی داشت نقاشی می کشید. خاتمی برای غرب آرایش می کرد. کروبی داشت  جلوی تعرض را می گرفت و احمدی نژاد فقط شاید استاندار بود یا استاد دانشگاه که مولای ما یک تنه در برابر کل غرب ایستاد و ورق ماجرای میکونوس را برگرداند. یادتان رفته؟ زمان سازندگی چه کسی جز مولای ما خامنه ای علیه اشرافیت، علیه تهاجم فرهنگی، علیه شبیخون فرهنگی و علیه فقر و فساد و تبعیض به پا خواست؟ دیگران کجا بودند؟

مگر زمان خاتمی، آقا یک تنه و مردانه جلوی دراز به دراز افتادن حضرات اصلاحات در برابر امریکا را نگرفت؟ فراموش کرده اید؟
اگر آقا نبود که اینها بعد از گورباچف روسی، به جای خادم ملت، یلتسین ایرانی را سر کار آورده بودند. از یاد برده اید؟ آیا در تمامی این مقاطع دولت عدالت محور اصلا وجود خارجی داشت که بخواهد به آقا کمک کند؟

حساب نور ماه را چرا روی پیشانی خودتان می نویسید؟ این نور ولایت است که پیشانی من و شما را سپید کرده، نه بر عکس.

اینجا مملکت امام زمان است و پرچم مهدی دست احدی نیست الا نائب مهدی. ما جز ولایت با هیچ کس، تاکید می کنم با هیچ کس عهد اخوت نبسته ایم. ما به کسی ارث محبت می دهیم که برادری اش را به ولایت برای همیشه ثابت کند.

ماه ما آنقدر نور دارد که کم شدن سوسوی یک ستاره خللی به آسمان ولایت وارد نکند اما این همه را گفتم، این را هم بگویم که احمدی نژاد منتخب محبوب ماست که ما با چنگ و دندان سعی می کنیم او را حفظ کنیم. ما دکتر را آسان به دست نیاورده ایم که مفت، تحویل دیگرانش بدهیم. احمدی نژاد بیش از هر کسی قدر اشک های ما را می داند و می داند که وقتی رای آورد سر به سجده گذاشتیم و پیشانی بر مُهری که پر بود از مِهر علی. مِهر سید علی.

دکتر! به حرمت همه آن اشکها، به احترام آن خانم اهل قم که فقط یک انگشتر طلا داشت و آن را هدیه داد به ستاد شما، به پاس خون دل خوردن های مادر شهید شیرودی، نگذار رای ما را به تو، آری به "تو" به همین راحتی "وتو" کنند.


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 مرداد 1389    | توسط: بصیر    | طبقه بندی: سیاست(تحلیلی)،     |
نظرات()