آنچه در این 13 سال اخیر (از اول دولت اصلاحات تا امروز) می گذرد هر چه از مصباح یزدی می بینم و به یاد دارم گناه است ، او گناهکار است ، گناهانش هم کم نیست ، یکی دو تا نیست ، تمامی ندارد، روزی که انحرافات شریعتی برایش مشهود شد تا پای خروج از مدرسه حقانی ایستاد و روشنگری کرد،  روزی که همه مانده بودند که با دولت جمهوری اسلامی که خودش ساطور دست گرفته به جان جمهوری اسلامی افتاده چه کنند ، آمد و مانند یک طلبه صفر کیلومتر کل این کشور را زیر پا گذاشت تا بگوید آقا ، این چیزی که حضرات به اسم امام و انقلاب می خواهند به خورد ملت دهند چیزی نیست جز پس ماندهای نشخوارهای هابرماسی و کانتی و اسپینوزایی ، حکومتی که امام فرمود با این چیزی که اینها می گویند ، فرقش ، فرق عرش و فرش است ، فرق سماء و ارض است ....


     تازه او به این کارها اکتفا نکرد، تریبون نماز جمعه را در تهران کرد تریبون حقیقت نظام سیاسی اسلام ، و آن زمان مصباح بود و 100 نشریه ی زنجیره ای ، مصباح بود و روزی 10 شبهه جدید عزیزان اصلاح طلب در دین ، مصباح بود و تساهل و تسامح ، مصباح بود و اتهام صدور حکم قتل های زنجیره ای، مصباح بود و جامعه مدنی ، مصباح بود و نفی حاکمیت خدا ، مصباح بود و نفی معصومیت اولیای خدا ، مصباح بود و قبض  و بسط تئوریک شریعت ، مصباح بود و صراط های مستقیم ،مصباح بود و دموکراسی آنگلوساکسونی، و مصباح بود و همه ی اینها ،و او یکه و تنها ، و ایستادگی تا پای نام و آبرو ، و این تنها او بود که با منطق محکمش کار را به جایی رساند که جوجه سیاست بازهای اصلاح طلب برای کندن این شر (خیر برای مسلمین) که گریبانشان را گرفته بود و سم پاشی های مدرنشان را دفع می کرد مجبور شدند کاریکاتور مصباح را نقش کنند و البته همه ی اینها کم گناهی نیست ، تألیف ده ها کتاب برای اینکه نشان دهد اسلام دینی کامل است و عرصه ای در جامعه شناسی و روانشناسی و علوم تربیتی و .... نمانده که اسلام در آن بی نظر مانده باشد خود گناهی دیگر است ...

    و چه سخت است انگار این گناهان که حتی باید نشست و با برخی بچه های مذهبی هم بحث کرد که از تو می پرسند : مگر مصباح "حجتیه ای" نبود؟ و تو از این سؤال نمی دانی بخندی یا گریه کنی ، اخم کنی یا نیشت را تا بناگوش وا کنی ، که آخر آدم عاقل اگر مصباح آن است که چندین کتاب و صدها سخنرانی در مورد حکومت و ضرورت آن در غیبت دارد و اگر حجتیه آن است که هر حرکت و حکومتی را قبل از مهدی (عج) شکست خورده و نامشروع می داند اینها چه دخلی به هم دارند؟ چه ربطی دارند؟ چه نسبتی دارند؟ و چه کرده اند با ذهن من و توی جوان ، آن "سلام" و "صبح امروز" و "کیان" که سفید را سیاه ببینیم و چقدر خوب بلدند کارشان را، مصباح دین شناس را باید غول بی شاخ و دم جلوه داد و سروش ضد دین را پری دریایی!!!....

اما از اینها دل ما چندان نمی گیرد! اصلاح طلب آمریکایی دین درست و حسابی ندارد که بخواهی چندان از او برنجی...

 درد ما این است که ظاهرا گناهان مصباح تمام نشده .... ظاهرا در عصر خودمان و با وجود اندیشمندان سترگی چون "اسفندیار" خان باز هم باید دنبال متلک پرانی به مصباح گشت و انگار یادمان رفته (بخوانید یادشان رفته) که زمانی که اعوان و انصار سید اصلاحات داشتند دین مردم را به توبره می کشیدند و در این کشور به نام رأی همین مردم گرد و خاک می کردند ،همین مصباح بود که اعلام خطر می کرد ، و چه شاخص خطری بهتر از همین علمای بصیر؟؟؟

     ما نفهمیدیم مصباح تغییر کرده و نعوذ بالله منحرف شده یا آقایان به یک فهم قطعی و مطلق و بی تردید  از دین رسیده اند ، مگر سخن آقا  که همین مصباح را مطهری زمان خواند ، منقضی شده  که با وقاحت جوانفکر ، فکرش جوان میشود و منتقدان مشایی را فقط سیاسی می خواند، اگر انتقاد مصباح سیاسی است پس اصلا انتقاد دینی و علمی وجود دارد؟؟؟

کی باید بفهمند که این ره که می روند به ترکستان است ... یک وقت فکر نکنید که این متن در مورد اسفندیار است .... ابدا...

همانطور که در 2 پست قبل گفتم فعلاً این فضا را خرج ایشان نمی کنم تا بعد.... این نوشته فقط می خواهد گناهان مصباح را برشمرد !!!  فقط می خواهد بداند "اما الحوادث الواقعه" آخرش به چه کسی رجوع کنیم ؟؟؟ به مصباح یا اسفندیار ؟؟؟

و آیا به قول اطرافیان جناب "اسفندیار" ، هر کس آزاد است حرفش را بزند بعد این حرف به نقد گذاشته شود؟

 این که شد همان حرف خاتمی و انصار لیبرالش!!!

مگر انحراف چیست ؟ چیزی غیر از فاصله ی از علمای متعهد و ولایی است؟ و چقدر باز جالب است حرف این فرقه ی نوظهور که می گویند: "ما ولی فقیه داریم حرف ایشان مبنا است " و به خیال خودشان می خواهند با سوء استفاده از این حرف زیرآب همه ی علما – حتی امثال مصباح یزدی و علم الهدی را بزنند و راه را باز کنند و همه را منتظر بگذارند که حتما آقا بیاید و یک موضع رسمی بگیرد و این خود خلاف مسلم مشی و حرف و عمل آقا است و چقدر خطرناک است این تفکر و چه چیزهایی که پشت سر این نوع نگاه نمی گذرد .... وای بر ما "یوم تبلی السرائر" .....

و قصه ی گناهان بندگان صالح خدا ادامه دارد..... و ما تا کی باید مظلومیت سید علی خامنه ای را حتی در بین خودی ها تحمل کنیم؟

 

برای سلامتی فقیه و فیلسوف بزرگوار علامه محمدتقی مصباح یزدی صلواتی بفرستید....

....................................................................................................................................................................

منبع:تخریب جی مجازی

http://takhribchimajazi.ir/dastneveshte/35-dastneveshte/91-gonahe-mesbah

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 3 شهریور 1389    | توسط: بصیر    | طبقه بندی: سیاست(تحلیلی)،     |
نظرات()