در خبرها آمده بود كه این روزها با تلاش اسرائیلی‌ها چراغ‌های پنتاگون تا صبح روشن می‌ماند تا مشخص شود آیا باید به نیروگاه اتمی بوشهر حمله كرد یا نه! از سوی دیگر جان بولتون، سفیر سابق آمریكا در سازمان ملل نیز گفته: «اسرائیل باید حمله نظامی به نیروگاه را در روز 21 آگوست جاری یعنی روز راه‌اندازی نیروگاه اتمی بوشهر انجام دهد.» این مطلب قطعا بی‌ریاترین پیام‌آور درماندگی دشمنان است چرا كه پرده از ریای آنان برمی‌دارد تا به عینه روشن سازد كه آنها حقیقتا با تكنولوژی تولید برق هم مشكل دارند. همه می‌دانند كه نیروگاه اتمی بوشهر صرفا مركز و محل تولید برق است و سال‌های سال است كه تحت نظارت مراكز بین‌المللی و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است و اتفاقا هیچ چیز پنهانی هم ندارد. واقعا راه‌اندازی نیروگاه تولید برق چگونه می‌تواند امنیت كشورهای دیگر را تهدید كند؟! روشن است كه این بهانه‌جویی‌ها چیزی فراتر از نیروگاه بوشهر را هدف قرار داده و آن‌هم تهدید امنیت ملی ایران است و به همین دلیل است كه جنگ‌طلبان و آنان كه نبض‌شان به شاخص فروش اسلحه وابسته است خواهان تهاجم به ایرانند. اما هم آمریكایی‌ها و هم اسرائیلی‌ها می‌دانند كه می‌توانند آغازگر جنگ باشند ولی قطعا نمی‌توانند آن‌را به اتمام برسانند زیرا شیوه جنگیدن ایرانیان را نمی‌دانند. در عین حال می‌دانند كه ایران توانایی آن‌را دارد كه «میدانی عمیق» برای جنگ طراحی كند زیرا قطعا «نسبت‌های آغازین» نتیجه را تعیین نمی‌كند بلكه این قدرت كسب ابتكار عمل است كه سرنوشت‌ها را رقم می‌زند. هركس ابتكار عمل را در دست بگیرد خواه نیرویش كمتر باشد یا بیشتر، خواه مهاجم باشد یا مدافع، پیروز خواهد شد و ایران در جنگ تحمیلی نشان داد توانایی قابل ستایشی در به دست گرفتن ابتكار عمل دارد.
این فكر قدیمی كه هر چیز بزرگ‌تر لزوما بهتر است هر دم بیشتر منسوخ می‌شود و آمریكایی‌ها نمی‌توانند با ناوهای هواپیمابر به آن‌چیزی برسند كه مطلوب‌شان است زیرا دیرزمانی است ساختار و نظام جنگ و جنگیدن در ایران تغییر كرده و طراحی مجددی صورت گرفته كه مبتنی بر «دكترین جنگ كامل» است. از این نظر و مبتنی بر این ایده، هر كسی كه امنیت ملی ایران را به هر نحو تهدید كند باید منتظر تحقق «جنگ كامل باشد»، جنگی كه فقط در جبهه صورت نخواهد گرفت و ابعادی بسیار گسترده‌تر را به‌همراه خواهد آورد.
از منظر نشانه‌شناسی جنگ، نبردی كه ایران از پس حمله احتمالی آمریكا و متحدانش برای متجاوزان تدارك دیده نه مبتنی بر «ویرانی انبوه» و «تولید كارخانه‌ای مرگ» كه بر مبنای ضربه به «هسته پیشبرنده» جنگ و «گرانیگاه امنیت ملی متجاوزان» خواهد بود. نوعی از نبرد كه عملا پارامترهای كلاسیك جنگ همچون «برد»، «كشندگی» و «شتاب» را به چالش خواهد كشید و قطعا هزینه سهمگینی برای متجاوزان به این آب و خاك تدارك خواهد دید. اگر غربی‌ها با صنعتی كردن مرگ در جنگ‌های متعدد توانستند به اهداف سیاسی و اقتصادی خود برسند دیگر نخواهند توانست با به رخ كشیدن توان كشندگی مطلق جنگ‌افزارهای خود و تهدید كشورهای مستقل به اهداف خود برسند. اگر جنگی صورت بگیرد این ایران نیست كه تغییر می‌كند، این آمریكا و متحدانش هستند كه باید منتظر تغییرات گسترده باشند زیرا در جنگ جدید كه ایران مبتكر آن خواهد بود، اندیشه حكم گلوله را خواهد داشت و ایران بسیار هوشمندانه و اساسی واكنش نشان خواهد داد. چیزی فراتر از تصور استراتژیست‌های نبرد 100 ساعته. آیا آمریكا و اسرائیل خود را در این موقعیت قرار خواهند داد؟

سیدجواد سیدپور

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 8 شهریور 1389    | توسط: بصیر    |    |
نظرات()