جریان های سیاسی و شكاف های اجتماعی، مبین خواسته های گروه ها و جریان های سیاسی - اجتماعی موجود اعم از حاكم و غیرحاكم است. حسین بشیریه معتقد است در تكوین جریان های سیاسی - اجتماعی عوامل گوناگونی هم‎چون میزان گذار از جامعه سنتی به جامعه مدرن، میزان نوسازی و توسعه اقتصادی و میزان دموكراتیزه شدن جامعه، یعنی پیدایش سازمان ها و تشكل های طبقات پایین مؤثر هستند.از این رو نحله های فكری موجود در جامعه پدید آورنده جریان های سیاسی می گردند همان طوری كه استیون دی تانسی در كتاب «مقدمات سیاست» آورده، غایت احزاب سیاسی و گروه های اجتماعی دستیابی به قدرت و در اختیار گرفتن زمام دولت، است. احزاب و گروه های سیاسی در ایران نیز در همین چهارچوب می گنجند و گروه های فعال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با توجه پایگاه اجتماعی شان در تاریخ ٣٠ ساله انقلاب اسلامی نقش آفرینی كردند. اغلب گروه های سیاسی در تاریخ جمهوری اسلامی ذیل گروه های اسلام گرا تعریف می شوند و معدودی نیز تفكراتی ملی گرایانه و یا ماركسیستی داشتند كه به علت پایگاه ضعیف اجتماعی هیچ گاه نتوانستند نقشی پررنگ و تأثیر گذار در نهادینه كردن اهداف و امیال خود داشته باشند. گروه های سیاسی با ماهیتی دینی به دو شاخه كلی راست و چپ تقسیم بندی شده اند هر چند كه خیلی با ادبیات سیاسی چپ و راست در دانش سیاسی هم خوانی ندارند.

از راست سنتی تا اصول گرایی
1- حزب جمهوری اسلامی
حزب جمهوری اسلامی بزرگترین و فراگیرترین حزب در تاریخ احزاب سیاسی بعد از انقلاب اسلامی است كه توسط پنج نفر از روحانیون برجسته و عالی رتبه انقلاب حضرات آیات، دكتر بهشتی، سیدعلی خامنه ای، محمدجواد باهنر و موسوی اردبیلی و حجه الاسلام اكبر هاشمی رفسنجانی و به اتفاق جمعی از اساتید حوزه و دانشگاه، اصناف، بازاریان و اقشار مختلف شكل گرفت.آیت ا... دكتر بهشتی به عنوان تئوریسین، مغز متفكر و طراح اصلی این تشكل اسلامی، سمت دبیر كلی حزب جمهوری اسلامی را پذیرفت و طی بیانیه ای اهداف موسسین را از تشكیل حزب پاسداری از دستاوردهای انقلاب، مبازره با ضدانقلاب، ایجاد امید در مردم و بهره گیری از مبازرات ضد استبدادی مردم اعلام كرد.روزنامه جمهوری اسلامی به عنوان ارگان رسمی حزب، پل ارتباطی بین اعضای حزب با توده مردم بود و در افشای مقاصد گروه های معاند و ضدانقلاب نقشی اساسی و حیاتی بر عهده داشت. از جمله فعالیت های حزب جمهوری اسلامی تزریق نیروهای متعهد و معتقد به مبانی انقلاب اسلامی در مراكز تصمیم گیری كننده و حساس بود. اما پس از چند سال كه از حیات سیاسی حزب جمهوری اسلامی گذشت، حضور حزب در عرصه سیاسی انقلاب روبه افول نهاد كه از جمله دلایل آن می توان از كثرت اشتغالات رهبران حزب و شهادت دكتر بهشتی و یارانش در حادثه هفتم تیر نام برد هر چند اصلی ترین نقطه ضعف حزب را می توان در سازماندهی و آموزش منظم ایدئولوژیك به‎دلیل گستردگی بی‎رویه دفاتر و افزایش نیروها دانست. سرانجام آقایان خامنه ای و هاشمی رفسنجانی، دو تن از مؤسسین حزب طی نامه ای ضمن برشمردن خدمات حزب، ادامه كار آن را در شرایط كنونی بهانه ای برای ایجاد اختلاف و دو دستگی و موجب خدشه در وحدت و انسجام ملت دانسته و خواهان موافقت امام خمینی برای تعطیلی حزب شدند. با موافقت امام، كارنامه حزب جمهوری اسلامی بسته شد.

٢- جامعه روحانیت مبارز
از اواسط سال 1356 روحانیون طرف دار امام در تهران تشكلی در میان خود به نام روحانیت مبارز به وجود آوردند. شخصیت هایی چون؛ بهشتی، مطهری، مفتح، باهنر، مهدوی كنی، خسروشاهی، عبدالمجید ایروانی، هاشمی رفسنجانی، ناطق نوری، معادیخواه، كروبی و ... از فعالان و گردانندگان روحانیت مبارز به شمار می آمدند.برنامه‎ریزی راهپیمایی ها، سخنرانی در مساجد، تهیه شعار و در مجموع سازماندهی نهضت عمدتا توسط روحانیت مبازر صورت می گرفت به عبارت دیگر در حالی كه بسیاری از نیروهای مخالف، با مشكلاتی همچون فقدان رهبری، ضعف تشكیلاتی، عدم انسجام فكری، تفرقه و انشعابات روبه‎رو بودند، جامعه روحانیت با وجود امام و دارا بودن شبكه ای از روحانیون در سراسر كشور، از مزیت مهمی بهره می بردند.از آن‎جایی كه مؤسسین دو تشكل جامعه روحانیت مبازر و حزب جمهوری اسلامی چند نفر خاص بودند با ائتلاف بین آن دو، این تشكیلات به یكی از گسترده ترین و مقتدرترین تشكل ها برای سازماندهی نیروهای حزب اللهی و مبارزه با توطئه ها تبدیل شد. جامعه روحانیت مبارز بعد از انقلاب اسلامی همواره نقشی اساسی و تعیین كننده در معادلات و جریانات سیاسی داشته از جمله مواردی كه می توان طرح كرد حكمیت بین اختلافات رییس جمهور (بنی صدر) و نخست وزیر (رجایی) بود.
در سال 1367 گروهی با بنیان گذاری مجمع روحانیون مبارز از جامعه روحانیت مبارز منشعب شدند. مهدی كروبی یكی از جداشدگان از جامعه روحانیت مبارز علت این انشعاب را در نحوه گزینش افراد جهت انتخابات می داند، مسئولان جامعه روحانیت مبارز روایت و قرائتی دیگر از انشعابات و دلایل آن دارند آن ها معتقدند جامعه روحانیت مبارز درباره حدود اختیارات ولایت فقیه با اعضای مجمع كه انشعاب كردند اختلاف نداشته اند. بلكه منشأ اختلافات در حوزه مصادیق بوده است. دیگر آن كه زمان و مكان در احكام موجب تغییر حكم نمی شود، بلكه موضوع را تغییر می دهد چرا كه احكام ثانویه همان احكام اولیه است. جامعه روحانیت اعتقاد داشت كه با عنوان احكام ثانویه همه محرمات و واجبات را كنار نمی توان زد و بالاخره جامعه روحانیت به شدت با دولت سالاری مخالفت داشت و بر این باور بود كه نباید همه امور به دست دولت باشد.







٣- حزب مؤتلفه اسلامی
جمعیت هیئت های مؤتلفه اسلامی در سال 1342 ه‍.ش از ائتلاف گروه هایی از میان بازاریان و مكان های مذهبی سر برآورد. با انحلال حزب جمهوری اسلامی، اعضای مؤتلفه در سال 1367 تمهیدات لازم را برای تشكیلاتی با ساز و كار نوین فراهم ساختند كه با تصویب اساسنامه و مرامنامه در سال 1369 جمعیت مؤتلفه اسلامی با هیئت مؤسس آن شكل گرفت. مؤتلفه اسلامی در تمامی مراكز استان ها و بیش از 180 شهر شعبه نمایندگی گرفت. هفته نامه «شما» ارگان رسمی آن است. در حال حاضر محمدنبی حبیبی دبیركل و اسدا... بادامچیان قائم مقام حزب است.
حزب مؤتلفه اسلامی را باید با سابقه ترین حزب سیاسی ایران نامید. ارتباط گسترده و دائمی با روحانیت و اهتمام در همراهی و اعلام مواضع با آنان را نیز باید به مختصات حزب مؤتلفه افزود و بالاخره آن كه مؤتلفه اسلامی انگیزه اصلی خویش را انجام وظیفه و ادای تكلیف شرعی در هر زمان و مكان می داند و رهنمودهای ولی فقیه زمان را به عنوان بهترین معیار و راهنما قبول دارد.




٤- جمعیت ایثارگران انقلاب
جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در سال 1375 تشكیل شد. اعضای مؤسس جمعیت ایثارگران عبارتند از: حجت الاسلام علی اكبر ابوترابی فرد، حسین فدایی، علی دارابی، مجتبی شاكری، داود دانش جعفری، علی یوسف پور، عبدالحسین روح الامینی، احمد علی مقیمی، هادی ایمانی و اصغر صبوری. در سال 1383 با استعفای صبوری، محمود احمدی نژاد به عنوان جایگزین، و به عضویت هیئت مؤسس در آمد.
نقطه اوج نقش آفرینی ایثارگران در عرصه سیاسی را باید به رخدادهای پس از ١٨ تیر 1378 مرتبط دانست. در آن ایام، احزاب و تشكل های سیاسی به شدت نسبت به هم بدبین شده بودند و واگرایی به صورت بی سابقه ای افزایش یافته بود. سران چهار تشكل سیاسی تأثیرگذار در جریان اصول گرا، در ملاقاتی با رهبری به واكاوی و چاره جویی برای بیرون رفت از چالش های به‎وجود آمده برآمدند كه بخش عمده اهتمام بایسته، برای نظریه پردازی، تشكیل جلسات برای همگرایی بیشتر در میان احزاب و تشكل های اسلامی برای پاس‎داشت ارزش ها را باید مرهون تلاش ایثارگران دانست.

٥- آبادگران ایران اسلامی
جریان موسوم به راست، یك باره به جریان اصول گرایی تبدیل نشد و فرآیندی را پشت سر گذاشت كه از برنامه ریزی و تشكیلات سازمان یافته ای برخوردار بود. هیچ كس پیدا نمی شود كه اثرگذاری جریانی كه در سال 81 به نام ائتلاف آبادگران ایران اسلامی تأسیس شد را انكار كند، زلزله ای كه به انتخابات نهم ریاست جمهوری هم كشیده شد. این عنوان جدید كه واجد ویژگی هایی تازه بود، چهره هایی متخصص و نخبه كه غالبا اشتهار جناحی نداشتند را در بر می گرفت. استفاده از نیروهای ارزشی چپ كه منتقد جریان اصلاح طلب بودند، گفتمان و شعارهای جذاب «اعتدال، مردم سالاری دینی، خردجمعی، قانون گرایی، عدالت خواهی، رفاه و آسایش مردم» و همچنین نكوهش رفتارهای باندی و جناحی استراتژی این جریان را تشكیل می دهد. آبادگران با عملكرد مثبت خود كه نشأت گرفته از سه شعار راهبردی، «صداقت در گفتار، سلامت در عمل و خدمت صادقانه» است، راه را در انتخابات بعدی برای نیروهای اصول گرا باز كرد.

جریان چپ سنتی تا اصلاح طلبی
گرایش شدید به رفتارهای رادیكالی و تند، تجویز دین حداكثری و محدود كردن قلمرو آزادی ها و حقوق شهروندی، دفاع از دولت حداكثری و مخالفت با خصوصی سازی، دفاع از محرومان و اقشار آسیب پذیر و طرفداری از عدالت اجتماعی، استكبارستیزی و بالاخره ولایت مطلقه فقیه را فصل‎الخطاب دانستن از ویژگی های جریان چپ اسلامی در دهه اول (1368 - 1358) انقلاب بود. اعتقادات جریان چپ اسلامی در اداره كشور، زمان تصدی حاكمیت در دهه او انقلاب بدین قرار است:
اعلام روز ١٣ آبان 1358، به عنوان روز ملی مبارزه با استكبار جهانی؛
مخالفت با قانون كار كه نوعی حمایت از حقوق كارفرما را نمایندگی می كرد؛
اختلاف نظر جدی بر سر خصوصی سازی؛
چالش بر سر حوزه اختیارات و قلمرو اصل ٤٤ قانون اساسی و دفاع از بخش تعاونی در برابر بخش خصوصی؛
مخالفت با نظارت استصوابی توسط شورای نگهبان،
دفاع جدی از تمركز دولت برای تولید، توزیع و كنترل كالاها.
از جمله مهم ترین گروه های متعلق به جناح چپ عبارتند از:

1- سازمان مجاهدین انقلاب
سازمان مجاهدین از وحدت هفت گروه سیاسی معتقد به رهبری امام خمینی(ره) كه در سال های پیش از پیروزی انقلاب، به مبارزه مسلحانه با رژیم شاهنشاهی معتقد بودند تشكیل شد. اعتقاد به تشكیل حكومت اسلامی به رهبری امام خمینی، طرفدار مبارزه مسلحانه علیه رژیم پهلوی و مخالفت با سازمان مجاهدین خلق به دلیل گرایش التقاطی آنان از جمله اشتراكات گروه های سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بود.سازمان مجاهدین در تاریخ 16/1/1358 اعلام موجودیت كرد. اعضای سازمان در بدو امر به صورت مستقیم با امام ملاقات می كردند و گزارش فعالیت سازمان را به ایشان انتقال می دادند. اما چون ارتباط مستقیم با امام در درازمدت امكان پذیر نبود از ایشان درخواست كردند نماینده ای در سازمان تعیین كند تا ضمن نظارت بر سازمان مسائل آن را نیز به امام منتقل كند. امام آیت ا... راستی كاشانی را به عنوان نماینده خود در سازمان منصوب كرد. اختلافات درونی این سازمان از همان ابتدای تشكیل در سال 1358 در مورد چند مسئله بروز كرد؛ یكی نقادی نسبت به دیدگاه های دكتر علی شریعتی و دیگری انتقاد به انتشار اطلاعیه به مناسبت روز كارگر و شبیه سازی صرف روز كارگر با ادبیات جریان چپ حاكم بر جهان. یكی دیگر از علل اختلافات درونی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به تعدد گروه هایی كه تحت عنوان سازمان مجاهدین گرد هم آمده بودند برمی گشت. اعضای سازمان مجاهدین به سه طیف كلی تقسیم می‎شدند كه عبارتند از:
١- گروهی كه معتقد به ارجحیت حكم حزبی بر نظرات نماینده امام بودند كه شامل بهزاد نبوی، محسن آرمین، مصطفی تاج زاده، هاشم آغاجری و محمد سلامتی می شوند.
2- عده ای معتقد به نظارت استصوابی بودند این گروه شامل محمدباقر ذوالقدر، حسین فدایی و علی عسگری بودند.
3- آقایان محسن رضایی و مرتضی الویری هم خواستار انحلال سازمان به‎خاطر اختلافات بودند.
و بالاخره در فاصله میان سال های 1361 تا 1365 فعالیت های سازمان به شدت افول كرد و در مهرماه سال 1365 آیت ا... راستی كاشانی طی نامه ای ضمن بیان مشغله فراوان و نامساعد بودن حال مزاجی خود، استعفای خویش و انحلال سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را تقاضا كرد كه مورد موافقت حضرت امام قرار گرفت.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی مجددا در تاریخ 10 مهرماه سال 1370 مجوز فعالیت سیاسی در سراسر كشور را دریافت كرد و آقای محمد سلامتی به عنوان دبیركل این سازمان برگزیده شده و از سال 1373 تا 1381 هفته نامه سیاسی - اجتماعی «عصرما» به عنوان ارگان رسمی این سازمان به طور مرتب منتشر می شد. اما در دور جدید فعالیت خود دچار دگردیسی شدید گردید و به تمامی اعتقادات و اصول خود پشت كردند و از نظرات خود تبری جستند. تا جایی كه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم طی بیانیه ای خواستار انحلال این سازمان شد.

2- مجمع روحانیون مبارز
در سال 1367 آقایان مهدی كروبی، حیدرعلی جلالی خمینی و سید محمود دعائی در پی اختلاف با شورای مركزی جامعه روحانیت مبارز از آنان منشعب و بنیان مجمع روحانیون مبارز را پی ریزی كردند. انشعابیون روحانیت مبارز با توقف دو جریان سیاسی و پرقدرت چون حزب جمهوری اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی پی به خلائی كه ایجاد شده بود بردند و با تشخیص مناسب شرایط زمانی پا به عرصه سیاسی گذاشتند.
مجمع روحانیون مبازر توانست با گفتمان سازی بر پایه دو اصل «اسلام ناب محمدی در برابر اسلام آمریكایی» و «جنگ فقر و غنا» خود را پرچمدار آن معرفی كند و در حقیقت در همان شكل گیری، گروه های دیگر بالاخص جامعه روحانیت مبارز را به پیروی از اسلام آمریكایی و حمایت از سرمایه داری محكوم كرد. ادعاهای موهومی كه آیت ا... مهدوی كنی در دیدار با امام راحل به آن‎ها اعتراض می كند. امام نیز مخالفت خود را با این اتهام ها ابراز می دارند و می فرمایند من به آقایان در جامعه روحانیت مبارز علاقه مندم. اعضای مجمع روحانیون مبارز كه در مجلس چهارم شورای اسلامی جایی پیدا نكردند و كروبی رییس مجلس دوره سوم در انتخابات نفر سی و هفتم شد و از ورود به مجلس بازماند، در پی تغییر در قانون اساسی و حذف نخست وزیری پایگاه خود در قوه مجریه را نیز از دست دادند. آن‎ها طی سال های (1376 - 1368) به تدوین استراتژی، نقد عملكرد و بازتعریف مأموریت های آینده، نظریه پردازی و كادرسازی پرداختند و از دل آن چپ جدید كه بعدا در حزب مشاركت ظهور و بروز یافت و محصول حلقه كیان بود، ظهور پیدا كرد و بار دیگر مراكز قدرت جمهوری اسلامی را در اختیار خود گرفت و محمد خاتمی به عنوان ریاست جمهوری و مهدی كروبی در جایگاه ریاست مجلس ششم قرار گرفتند.جناح چپ كه با شعار اصلاحات، بازگشت مجدد به قدرت داشت در این دوره دچار تغییر و تحولات چشمگیری در مواضع و دیدگاه ها گردیده بود. اعتقاد به ولایت فقیه به جای ولایت مطلقه فقیه، اهتمام بر جمهوریت نظام به‎جای اسلامیت، طرفدار برقراری مذاكره و رابطه با آمریكا به‎جای مخالفت با آن، اعتقاد به برقراری نظام سرمایه داری و بازار آزاد در اقتصاد به‎جای گرایش شدید دولتی كردن امور، تجویز گرایشی مبنی بر دین حداقلی و به عبارت دیگر زمینه ساز شدن برای رشد سكولاریسم و جدایی دین از سیاست را می توان از مهم ترین چرخش های این جریان برشمرد.

3- حزب كارگزاران سازندگی
در آستانه پنجمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی جریانی پدید آمد كه متشكل از چپ سابق و راست مدرن بود این گروه تحت عنوان حزب كارگزاران سازندگی وارد صحنه شدند و طی اطلاعیه ای ضمن اعلام موجودیت، حملاتی را بر علیه جناح راست آغاز كردند.
از جمله دلایل پیدایش و شكل گیری كارگزاران می توان از روشنفكری قدرت طلب، پیوند سیاست با قدرت، اعتدال و میانه روی و شخص محوری نام برد.
تشنج زدایی و رابطه با آمریكا در سیاست خارجی، طرفداری از مشاركت همه جانبه مردمی، سیاست تعدیل اقتصادی و سرمایه داری، استقبال از مدرنیسم و عدم حساسیت نسبت به كم رنگ شدن ارزش ها و مظاهر اجتماعی و دینی در جامعه از جمله مواضع و دیدگاه های كارگزاران سازندگی است. حزب كارگزاران سازندگی پس از موفقیت در انتخابات مجلس شورای اسلامی در پی ائتلاف با مجمع روحانیون مبارز و حمایت از سیدمحمد خاتمی در انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری همچنان در جایگاه قدرت باقی ماند اما پس از سپری شدن ریاست جمهوری آقای خاتمی، حزب كارگزاران نیز از صحنه سیاسی ایران خارج شد و به واقع باید گفت كارگزاران سازندگی حزب تمام عیار نبود، بلكه جریانی بود كه بنا به گفته مسئولان آن برای انجام یك مأموریت ویژه در یك مقطع زمانی تشكیل و پس از آن، رسالت و مأموریت آن پایان یافت.

4- حزب مشاركت ایران
حزب مشاركت از گروه «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام» بنا شد. چراكه در میان ١١٠ تن از مؤسسان اولیه حزب، اسامی عمده و تأثیرگذار، همانا دانشجویان مسلمان پیرو خط امام بودند كه در ١٣ آبان 1358 سفارت آمریكا را تسخیر كردند. شعارهای اصلی جبهه مشاركت عبارت بودند از «ایران برای همه ایرانیان» و «معنویت، عدالت، آزادی» كه برگرفته از شعار «عرفان، برابری، آزادی» دكتر علی شریعتی است.مشاركتی ها خود را نماد مخالفت با وضع موجود معرفی كردند و با نقد گذشته خود را منجی آینده معرفی كردند. آنان كه حیات خود را در نفی تمام و كمال گذشته می دیدند دست به تالیف كتبی همچون «عالیجنابان سرخپوش» و «عالیجناب خاكستری» كردند و آقای هاشمی رفسنجانی را به شدت مورد حمله قرار دادند. حزب مشاركت كه تحت تعالیم و اندیشه های دكتر سروش و حلقه كیان بود اندیشه های سروش را درخصوص سكولاریسم یعنی «جدایی دین از سیاست» به شدت ترویج می كرد. شاید بزرگ ترین نقد وارده بر حزب مشاركت به فقدان تحلیل جامع درخصوص وضعیت داخلی ایران در عصر دوم خرداد و چالش ها و افق های اینده مربوط باشد موجب سردگمی حزب شده بود در حالی كه حزب نقطه قوت خود را اتفاقا در همین داشتن تحلیل می دانست و حزب مشاركت كه همچون حزب كارگزاران سازندگی از جمله احزاب «دولت ساخته» بود بلافاصله با انقضای دوره قانونی دولت محمد خاتمی افول خود را آغاز كرد.

5- حزب اعتماد ملی
كروبی پس از انتخابات نهم ریاست جمهوری در سال 1384 رویه دوستانش در مجمع روحانوین مبارز را بر نتافت و با خروج از این حزب با انتخاب و كمك 52 نفر از نزدیكانش حزب اعتماد ملی را بنا كرد به گمان این كه از طریق عضوگیری سیاسی و فعالیت در حزب جدیدش می تواند در انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم بر مسند ریاست جمهوری تكیه بزند.این روحانی مستعفی از مجمع تشخیص مصلحت به شدت از طیف افراطی اصلاح طلبان آزرده‎خاطر بود و از زمان تشكیل حزب اعتماد ملی همواره نوك تیز انتقاداتش را به رأس هرم اصلاح طلبان متمركز كرد. تلاش های چهار ساله مهدی كروبی در انتخابات دهم ریاست جمهوری نتیجه ای غیرقابل باور برای وی در پی داشت او كه در میان اصول گرایان جایگاهی نداشت با حملاتی كه به اصلاح طلبان كرد آنان را نیز از خود رنجاند تا جایی كه تعداد آرا وی از آراء باطله نیز كمتر شد

مسلم تهوری

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 16 شهریور 1389    | توسط: بصیر    | طبقه بندی: سیاست(تحلیلی)،     |
نظرات()