سعید معصومی، کالج اسلامی لندن:

در اوایل انقلاب کمونیست بودن نوعی مدگرایی بود. افرادی که از قافله مردم مسلمان ایران عقب مانده بودند؛ برای خالی نبودن عریضه و انقلابی وانمود شدن، خود را کمونیست معرفی می کردند. جالب اینجا بود که آنها خود را از مردم مسلمان که انقلاب اسلامی را به رهبری امام خمینی(ره) به پیروزی رسانده بودند، جلوتر و مترقی تر می دانستند و ملت مومن ایران را گروهی فناتیک و متحجر قلمداد می کردند.

با شروع جنگ تحمیلی این قشر ناراضی از اسلام و انقلاب به محاق رفتند و با استفاده از اشتغال نیروهای مومن به جنگ؛ رو به کارهای اقتصادی آورده و تبدیل یه قشر ثروتمندی شده و راه خود را کاملا از نیروهای طرفدار انقلاب جدا کرده و در محافل خود به سبک کاملا متفاوتی از توده مردم به زندگی خود ادامه دادند...

بنا به دلایلی که خواهد آمد ثابت خواهد شد که بخش عمده ای از آشوبگران پس از انتخابات را همین قشر از جامعه ایرانی تشکیل می دادند. این گروه که دارای ثروت و مکنت بوده و از حمایت مالی و تبلیغاتی کشورهای غربی هم بهره مند بودند ولی فاقد قدرت سیاسی بودند، با استفاده از فرصت بدست آمده از جنجالهای بعد از انتخابات، سعی کردند که قدرت سیاسی کشور را نیز بدست آورند.
اینها بعضا همانهایی هستند که اوایل انقلاب خود را کمونیست معرفی می کردند. پس از فروپاشی شوروی مد روز عوض شد و مد جدیدی بنام لیبرال دمکراسی جای آن را گرفت. لیبرال دمکراسی در واقع شناسنامه و مرامنامه کشورهای غربی است که بر اساس اعتقاد به اصالت بشر (اومانیسم) بنا نهاده شده است.

برای واکاوی بستر و خاستگاه لیبرال دمکراسی می بایستی مقداری به تاریخ اروپا بپردازیم. این بررسی از آنجا مهم است که ما را در شناسایی هویت واقعی فتنه گران پس از انتخابات فارغ از شعارها و تظاهرات بیرونی آنها کمک زیادی خواهد کرد. در پایان نیز به بعضی راهها برای مقابله با این جریان الحادی خواهیم پرداخت.

آیا تاکنون به این فکر افتاده اید چرا از میان شهرهای بزرگ اروپا یک رودخانه بزرگ عبور می کند. شهرهای لندن، پاریس، وین، برلین و ... همگی دارای رودخانه ای بزرگ هستند. شهرهای بزرگی در اروپا هستند که پسوند بورگ، بورژ و یا بریج (Bridge) به معنای پل، دارند. یعنی اینها شهرهایی هستند که در کنار پل ساخته شده اند.  با مطالعه تاریخ اروپا در می یابیم که تمدن اروپایی پس از قرون وسطی  از کنار همین پلها آغاز شده است.

اروپای قرون وسطی بسیار عقب مانده و ملوک الطوایفی بود. به  دلیل آب و هوای مساعد در گوشه و کنار این قاره حکومتهای پادشاهی محلی کوچک و بزرگ حکومت می کردند. پادشاهان و اشراف تمام قلمرو خود را ملک شخصی خود دانسته و مردم را در حد برده و رعیت جزء تصور می کردند. معمولا رودخانه های بزرگ مرزهای این حکومتها را تشکیل می دادند که می توانستند از کنار ساحل آنها از قلمرو خود دفاع نمایند. مثلا کشور بریتانیا متشکل از دوازده حکومت کاملا مجزا بود که به آنها بارو می گفتند. ملکه ویکتوریا توانست این دوازده کشور را متحد کرده و کشور بریتانیا را بنیانگذاری کند.

قدرت دیگری در کنار پادشاهان وجود داشت که همواره باعث آزار آنها بوده و قدرت آنها را محدود می کرد. کلیسای کاتولیک نیز برای خود حکومت عریض و طویلی داشت که مانند پادشاهان عمل میکردند و با قدرت نظامی و مالی خود به حکوت مطلق العنان خود در قالب مسیحیت ادامه می دادند. وجود قدرت و ثروت در سازمان کلیسا باعث فساد رهبران آن شده بود و با ترویج عقاید خرافی و دگم و مبارزه با تفکرات جدید، از مذهب مسیحیت چهره ای خشن، ضد علم و دنیاطلب ساخته بود.

در این میان تجار و پبله وران جزئی بودند که با انتقال تولیدات هر حکومت محلی به حکومت محلی دیگر نیازهای دو طرف را تامین می کردند. آنها برای انتقال مال التجاره خود مجبور بودند همه روزه از پلهایی که روی رودخانه های مرزی ساخته شده بود عبور کنند. با گذشت زمان عده ای در کنار این پلها ساکن شدند و بازارچه هایی را تاسیس کردند. این بازارچه ها محصولات پیله وران را در میان راه خریده و آنها را از پیمودن راه تا کشور مقصد بی نیاز می کردند. این محصولات توسط بازرگانان مقصد در نیمه راه خریداری شده به کشور خود برده می شدند. این ایده جدید تجاری باعث ثروتمند شدن صاحبان این بازارچه های محلی کنار پل شد.  با رشد ثروت این افراد کم کم شهرهای جدیدی خارج از حیطه قلمرو کلیسا و پادشاهان در کنار پلها بوجود آمد. با گسترش این شهرها، طبقه جدیدی در در اروپای قرن چهاردهم میلادی به بعد بنام بورژوا بوجود آمد. بورژواها قشر ثروتمند شهرنشین تازه به دوران رسیده ای بودند که علیرغم ثروت زیاد، از جایگاه اجتماعی مناسبی برخوردار نبودند و همواره مورد تحقیر اشراف واقع می شدند.

در قرون 14 و 15 میلادی تضاد منافع کلیسا با پادشاهان و پادشاهان با پادشاهان دیگر موجب جنگهای داخلی زیادی بین انها شد که نتیجه ان تضعیف قدرت اقتصادی و سیاسی طرفهای درگیر بود. ولی در این میان شهرهای کنار پل و طبقه تازه بدوران رسیده بورژوا از آسیب جنگهای محلی در امان مانده و آنها کما فالسابق از فرصت استفاده کرده قدرت اقتصادی خود را افزایش میدادند.

مخالفت کلیسا با علوم جدید و حمایت طبقه بورژوازی از دانشمندان؛ موجب هجوم آنها به این شهرهای جدید گردید و تاسیس دانشگاهها و مراکز تولیدی صنعتی بزرگ را باعث شد. کارخانجات ریسندگی و پارچه بافی انگلیس ثمره همین دوران است.  در این میان صنف بناها (Masons) که طبقه ثروتمندی بودند که بواسطه ساخت کاخ